مرتضى مطهرى

94

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شب عروسى زهراست . براى زهرا فقط يك پيراهن نو به عنوان پيراهن شب زفاف خريده‌اند ، و يك پيراهن قبلى هم داشته است . سائلى در شب زفاف مىآيد در خانهء زهرا صدا مىكند : من عريانم ، كسى نيست مرا بپوشاند ؟ ديگران متوجه اين سائل نمىشوند كه چيزى به او بدهند . زهرا كه عروس اين خانه است و به اصطلاح معروف عروسى است كه به تخت است ، مىبيند كسى متوجه نيست ، فوراً تنها حركت مىكند مىرود در خلوت ، اين لباس نو را از تنش مىكند و لباس كهنهء خودش را مىپوشد و لباس نو را تقديم سائل مىكند . وقتى مىآيد ، مىپرسند پيراهنت كو ؟ [ مىگويد ] در راه خدا دادم . براى زهرا اينها چه عظمتى و چه اهميتى دارد ؟ ! لباس يعنى چه ؟ ! تشكيلات و دبدبه يعنى چه ؟ ! زهرا اگر دنبال فدك مىرود از باب اين است كه اسلام احقاق حق را واجب مىداند والّا فدك چه ارزشى دارد ؟ ! چون اگر دنبال فدك نمىرفت ، تن به ظلم داده بود و انظلام بود ، والّا صد مثل فدك را آنها در راه خدا مىدادند . چون انظلام نبايد كرد ، زهرا حق خودش را مطالبه مىكند ؛ يعنى ارزش فدك براى حضرت زهرا از جنبهء حقوقى بود نه از جنبهء اقتصادى و مادى . از جنبهء اقتصادى و مادى ارزشش فقط اين قدر بود كه اگر فدك داشته باشم ، به ديگران بتوانم برسم . آرى ، زهرا چنين شب عروسىاى داشت . ولى زهرا قبل از وفات مخصوصاً لباس پاكيزه‌اى پوشيد كه احتضارش در آن حالت باشد . اسماء بنت عميس مىگويد : يك روز ( حال يا هفتاد و پنج روز و يا نود و پنج روز بعد از وفات رسول اكرم ) ديدم مثل اينكه حال بىبى بهتر است ، از جا حركت كرد و نشست ، سپس حركت كرد و غسل نمود و بعد فرمود : اسماء ! آن لباسهاى پاكيزهء مرا بياور « 1 » . من خيلى خوشحال شدم كه الحمد للَّه مثل اينكه حال بىبى بهتر است . ولى بىبى جمله‌اى گفت كه تمام اميدهاى اسماء به باد رفت . فرمود : اسماء ! من الآن رو به قبله

--> ( 1 ) اسماء ، كلفت و اين حرفها نبوده . او به اصطلاح جارى قبلى حضرت زهرا بوده يعنى قبلًا زن جناب جعفر بود كه آن وقت مىشد جارى حضرت زهرا . بعد از جناب جعفر زن ابوبكر شد كه محمدبن ابى بكر كه بسيار مرد شريفى است از همين اسماء به دنيا آمد . بعد از ابوبكر حضرت امير با اسماء ازدواج كردند كه محمّد بن ابى بكر پسرخواندهء اميرالمؤمنين شد و تربيت شدهء اميرالمؤمنين است و ولاى اميرالمؤمنين را دارد و با پدرش ارتباطى ندارد . غرض اين است كه اسماء زن مجلّله‌اى است . همان وقت هم كه همسر ابوبكراست ، ولايش با على عليه السلام است ، دوست على است و ارادتمند به خاندان على نه به خاندان شوهرش .